محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
15
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
يكم : فراخوانى مردم به پرستش خداى يكتا و بازدارى آنان از پرستش ديگر خدايان و طاغوتان ؛ و اين بىگمان برجستهترين وظيفهاى است كه آنان بر دوش داشتهاند و گران و گرامىترن هدفى است كه در پى آن بودهاند . « 1 » از قرآن بشنويم : « ما در ميان هر امتى ، پيامبرى فرستاديم [ تا به مردم بگويند ] خدا را بندگى و پرستش كنيد و از طاغوت پرهيز و دورى گزينيد » ؛ « 2 » « و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم ، جز اين كه به او وحى كرديم خدايى جز من نيست ، پس مرا بندگى كنيد » ؛ « 3 » « نوح را به سوى قومش فرستاديم ، گفت : اى قوم ! خدا را پرستش كنيد كه جز او خدايى نداريد ، براى شما از كيفر آن روز بزرگ بيم دارم » « 4 » ؛ « و به سوى قوم عاد ، برادرشان هود را فرستاديم ، گفت : اى مردم ! خدا را بندگى كنيد كه شما را جز او خدايى نيست ، و شما جز مردمى دغل كار نيستيد » « 5 » ؛ « و به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم ، گفت : اى مردم خدا بپرستيد كه جز او خدايى نداريد » : « 6 » « و ابراهيم [ را ياد كن ] آنگاه كه به قوم خود گفت : خدا را بندگى كنيد و پاس و پرواى او را داشته باشيد ، اين اگر بدانيد براى شما بهتر است » . « 7 » دوم : روش ساختن راهى كه مردم پيش رو دارند و رهنمونى آنها به راه راست و درست ، چنان كه فرمود : « اى پيامبر ! ما تو را فرستاديم تا گواه و مژدهرسان و هشدار دهندهاى باشى ، و نيز به فرمان او فراخوانندهء مردم به سوى خدا و چراغى روشنگر باشى » « 8 » و از اين روست كه
--> ( 1 ) . بنگريد به : محمد بيومى مهران ، النبوة و الانبياء عند نبى اسرائيل ، اسكندريه ، 1978 م ، 77 - 81 ؛ محمد على صابونى ، النبوة و الانبياء ، 23 - 25 ؛ عمر سليمان اشقر ، همان ، 43 - 54 . ( 2 ) . « وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ » ( سورهء نحل ، آيهء 36 ) . نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 14 / 103 ؛ تفسير فخر رازى ، 20 / 26 ؛ تفسير ابى سعود ، 3 / 360 - 361 . ( 3 ) . « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ » ( سورهء انبياء ، آيهء 25 ) . نيز بنگريد به : سورهء هود ، آيههاى 25 ، 50 ، 61 ، 84 ؛ تفسير طبرى ، 15 / 293 - 294 ؛ تفسير روح المعانى ، 13 / 35 - 37 ، 77 - 80 ، 88 ، 114 - 115 ، 17 / 31 - 32 . ( 4 ) . « لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ . » ( سورهء اعراف ، آيهء 59 ) نيز بنگريد به : تفسير ابن كثير ، 3 / 427 - 428 ؛ تفسير قرطبى ، 2668 - 2670 . ( 5 ) . « وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ » ( سورهء هود ، آيهء 50 ) . ( 6 ) . « وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ » ( سورهء اعراف ، آيهء 73 ) . ( 7 ) . « وَ إِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ( سورهء عنكبوت ، آيهء 16 ) . ( 8 ) . يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً * وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً » ( سورهء احزاب ، آيات 45 - 46 ) .